انتخابات

خرید بک لینک


گویند:


مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز


و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد.


چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری


به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا بشو.


مرد نیز اول به خانه کشاورز رفت و


جویای احوال شد. دخترک گفت که زمین را


شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد


خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.


مرد به خانه کوزه گر رفت. دخترک گفت


کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم،


اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.


مرد به خانه خود برگشت همسرش از


اوضاع پرسید مرد گفت:


چه باران بیاید و چه باران نیاید


ما بدبختیم...!


خدا کنه این انتخابات شبیه این حکایت


نشه و چه آقای ایکس و چه آقای زد


برنده انتخابات بشه هیچ فرقی به حال ما نکنه


زخم...

ما را در سایت زخم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 11:46

صفحه بندی